شهادت و نمودهای آن در شعر شاعران معاصر
نویسنده : شراره الهامی
دکتر شراره الهامی( عضوهیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد سنندج)
چکیده
ادبیات بویژه شعر در ادوار مختلف، تحت تأثیر محر که ای اجتماعی و سیاسی، دچار تغییرات محتوایی و ظاهری گشته و دراعصار مختلف دستخوش تحولاتی می گردد که در نتیجه ی این تحولات، سبک های گوناگون ادبی به وجود می آید. در دوره ی معاصر، تحول اجتماعی مهمی که توانست تفکر و در نتیجه سبک شعری شاعران را تغییر دهد، هشت سال دفاع مقدس در برابر قدرت های متحد بیگانه بود،که ملت ایران قدم در راهی پرخون گذاشته و حماسه های متعددی را خلق نمودند. جنگ ودفاع مقدس با شهادت و ایثار و از خودگذشتگی عجین است و با تکیه براین فرهنگ پربار شعرجنگ(یا شعرپایداری)شکل می گیرد و بسیاری از شاعران معاصر، بخش عمده ای از اشعار خود را به انعکاس رشادتها و دلاوری های ملت ایران اختصاص داده اند. یکی ا ز مفاهیم و تصاویری که در شعر جنگ به اشکال مختلف نمایان شده و از محورهای مهم شعر و ادبیاتِ جنگ، محسوب می گردد موضوع شهید وشهادت است که توانسته نوع ادبی حماسه را زنده کند و تلفیقی از حماسه و عرفان را به وجود آورد. که ازآن به حماسه ی عرفانی تعبیرمی شود و در این مقاله تلاش شده تا اشعاری که موضوع شهید و شهادت اختصاص دارد مورد کنکاش قرار گیرد و جلوه هایی از انعکاس موضوع شهید و شهادت در آثار شاعران، معرفی گردد.
کلید واژه ها : شعر جنگ – ادب پایداری – حماسه ی عرفانی – شعر شهادت
مقدمه
اصطلاح شعر جنگ به مجموعه سرود هایی اطلاق می شود که در زمان جنگ و پس از آن در قالب های شعری متنوعی،مانند: غزل، قطعه، رباعی، دوبیتی و شعرنو و نیمایی سروده شده و محتوای اصلی آن برانگیختن و بزرگداشت رزمندگان و تجلیل از مقام رفیع آنان است، ضمن آنکه قصد دارد به تحقیر و تهدید دشمن نیز بپردازد و روحیه ی ملی و مذهبی را برای حفظ وطن و دین تقویت کند. در این بین شهادت و ایثار از عوامل به وجودآورنده و محرک اصلی شعر دفاع مقدس هستند. از مضامینی که با شهادت مرتبط است و شاعران متعهد به آن پرداخته اند عبارتند از : خو ن- سوگ شهید- کوچ- سرخی- عاشورا – حسین و...
در این مقاله برآنیم که به دیدگاه شاعران معاصر نسبت به شهید وشهادت بپردازیم چراکه سرخی خون شهید، رنگ و صورت و معنای دیگری به ادبیات فارسی داده است.
شاعرخوش ذوق - سهیل محمودی - در این رابطه بیت زیبایی دارد که می گوید:
میان معرکه لبخند می زنید به عشق
حماسه چون به غزل ختم می شود زیباست
مضامین شهید و شهادت در شعر معاصر:
از مضامین پر بسامدی که شاعران به آن پرداخته اند؛ ایجاد مطابقت و همگون نمودن شهدای دفاع مقدس با شهدای کربلاست، شاعران با الگوسازی از قهرمانان حادثه ی کربلا به ذکر مشابهت های این دو نبرد مقدس پرداخته و قهرمانان هر دو نبرد را دارای بینشی عمیق و انسانی می دانند. گاه شاعر، مکان نبرد را که جنوب ایران است به صراحت کربلا می داند:
این راه شهرنیست، عبوری ز کربلاست
اینجا جنوب نیست، حضوری ز کربلاست
« پرویز بیگی حبیب آبادی، مجموعه اشعار ص 43 »
در این بیت، عبور و حضور در جبهه را عبور و حضور در کربلا دانسته است. شاعر دیگر دعوت به جبهه را به صراحت دعوت به کربلا می داند. این دعوت توسط یارآشنای او حسین(ع) صورت گرفته است :
می روم مادر که اینک کربلا می خواندم
از دیار دور یار آشنا می خواندم
« حسن حسینی- وداع ص 89 »
رزمندگان به یاد شهدای کربلا که همچون خون در رگ آنان می جوشد به همه چیز پشت پا زده و شراب « لا» را به یاد شهدای کربلا سر می کشند :
چون جامه ی سبز لا به تن می پوشد
چون جام شراب لا ز حق می نوشد
خون در رگ او چنانکه می در دل خم
با یاد شهید کربلا می جوشد
« قیصر امین پور- جامه سبزِ « لا» ص 65»
از نظر طاهره ثقفی، مجاهد راه حق، شور حسینی برسینه دارد وهمچون حسین(ع) در آرزوی شهادت است :
بیا ببین تو بر این خاک جای پای شهادت
به سینه شور حسین و به دل هوای شهادت
به پای خیز و سفر ساز سوی جبهه حق رو
که از آنان دیار بخواند تو را خدای شهادت
« طاهره ثقفی، شعر مقاومت، روزنامه رسالت ص 17 »
در نهایت شهید دفاع مقدس به سوی شاه شهیدان پر می کشد و به پای بوس شاه کربلا حسین(ع) می رود :
سروش فتح نهایی به گوش می آید
کزین سروش دل اندر خروش می آید
صبا به شاه شهیدان بگو که لشکر حق
به پابوس درت پر خروش می آید
« ستاربابایی ( سروش تبریزی) منتخب اشعار شاعران آذربایجان ص 4»
پر می کشد به سوی شه کربلا شهید
جان می دهد برای رضای خدا شهید
« جابراسدی شریف، دفتر اشعار ص 34 »
طهماسبی یاد شهدا و اندوه و حسرت از دست دادن ایشان را همراه با نام و یاد واقعه ی کربلا بازگو می کند:
هرگاه کربلا به مکانی قدم زند
من زینبانه بر شهدا گریه می کنم
« فرید طهماسبی، پری بهانه ها، ص 86 »
عرفان و شهادت
هدف شهید رسیدن و دیدن حضرت حق است، این هدف محرک اصلی شهادت است چراکه در فرهنگ قرآنی، شهادت حیات جاویدان است، این اندیشه در شعر شاعران دفاع مقدس، جلوه کرده و از عارفانه حرکت کردن شهدا، تصاویر زیبای ادبی متعددی خلق کرده است. قیصر امین پور شهادت را وسیله ای برای دیدن خدا دانسته و می گوید :
شهادت لاله ها را چیدنی کرد
به چشم دل خدا را دیدنی کرد
ببوس ای خواهرم قبر برادر
شهادت سنگ را بوسیدنی کرد
« قیصر امین پور، جامه سبز لا، ص 46 »
از نظر محمود جعفری، شهید به خاطر وصال دوست است که بی صبرانه و دیوان هوار خود را غرق در خون می کند :
سرگشته وادی جنون است شهید
در بزم حضور لاله گون است شهید
از شوق وصال دوست بی صبر و شکیب
در مسلخ عشق غرق خون است شهید
« محمودجعفری، دفتر اشعار ص 98 »
یقین در اصطلاح عرفانی مشاهده ی حضرت حق است با چشم دل وظهور نور حق در دل است که نتیجه ی برخاستن شک می باشد .
سپیده کاشانی وجود شهید را یکسره یقین می داند که به یمن شهادت راه را بر افسانه و شک بسته است و تماماً « او » شده است:
به شوق کعبه ی مقصود، بال عشق گشودی
همه یقین شدی و راه برافسانه گرفتی
...به بال همت وآزادگی به اوج رسیدی
تمام او شدی و فرّ جاودانه گرفتی
« سپیده کاشانی شعر بهار گل افشان، ص 56 »
گذشتن و عبور از بام بلند شک با نیروی یقین، تصویری است که نصرالله مردانی از دیو » را شکسته و بر لشکر « من » شهید ارائه می دهد و یادآور می شود که شهید، بتِ که همان جهل و نادانی می باشد، تاخته است :
« شب آنان که زخون خود کفن ساخته اند
بر لشکریان دیو شب تاخته اند
از بام بلند شک به نیروی یقین
در گور زمان بت من انداخته اند
« نصرالله مردانی، خون نامه خاک ص 129 »
از دیدگاه شاعران دفاع مقدس، عارف واقعی همین شهیدان عشق اند که با از خودگذشتگی سردر راه مقصودگذاشته و فریب دیونفس را نخورده و درشرق توحید به نیایش می پردازند:
گهی به مشرق توحید دیدمت به نیایش
گهی به سنگر خون، خصمِ دون نشانه گرفتی
زخودگذشتی و سر در ره مراد نهادی
که عاشقانه درفش شرف به نشانه گرفتی
تو را نبرد ز ره دیوِ هرزه پویِ هوسها
زموج خیزِ بلا بی امان کرانه گرفتی
« سپیده کاشانی ، بهار گل افشان، ص 149 »
سیر و حرکت عارفانه ی شهیدان سبب شده که در سرودهای دفاع مقدس آنان را جوهر گفتارهای عارفانه بدانند. محمدحسن ارباب در غزلی با مطلع:
ای روشنای خانه ی امید ای شهید
ای معنی حماسه ی جاوید ای شهید
عارفانه بودن شهید را اینگونه تثبیت می کند :
نام تو گشت جوهر گفتار عارفان
عارف زبان گشوده به تأکید ای شهید
« محمد حسن ارباب کتاب حماسه های همیشه ص 76 »
جایگاه شهید
یکی از مفاهیم و تصاویری که در شعر جنگ جلوه گری می کند سخن گفتن از مقام آسمانی شهید است والایی و عظمت شهدا تا جایی است که عرش و آسمان طالب دیدارشان بوده وآنان را به سوی خود می خواند:
صحرای خطر کام مرا می خواند
صهبای سحر جام مرا می خواند
وقت خوش رفتن است هان گوش کنید
از عرش کسی نام مرا می خواند
« حسن حسینی، وداع ص 187 »
شهید بر اوج عرش جای دارد و درخلوت خورشیدآشیانه گرفته است، او عاشقانه سیر کرده و نمی تواند در صحرای زمینی جای بگیرد :
سحر شکفتی و بر اوج عرش لانه گرفته
غروب، شعله کشان در شفق زبانه گرفتی
ز دامن صحرا چو گردباد، گذشتی
گهی به خلوتِ خورشید آشیانه گرفتی
« سپیده کاشانی، بهار گل افشان ص 90 »
علیرضا قزوه شاعر حماسه سرای دفاع مقدس، جایگاه شهید را در اوج فلک و همسایگی خورشید می داند:
آغوش سحر تشنه ی دیدار شماست
مهتاب خجل ز نور رخسار شماست
خورشید که در اوج فلک خانه ی اوست
همسایه ی دیوار به دیوار شماست
« علیرضا قزوه، از نخلستان تا خیابان، ص 54 »
قیصر امین پور ضمن اینکه شهادت را به « نوشیدن نور ناب » تشبیه و تعبیر نموده، آسمانی بودن آنان را اینگونه به تصویر می کشد:
نوشیدن نور ناب کاری است شگفت
این پرسش را جواب کاری است شگفت
تو گونه ی یک شهید را بوسیدی؟
بوسیدن آفتاب کاریست شگفت
« قیصرامین پور، گزیده اشعار ص 120 »
والایی مقام شهیدان تا حدی است که شاعر از آن برای قسم دادن حضرت ولی عصر استفاده می کند :
می ترسم از شبی که به دجال رو کنیم
آقا تو را قسم به شهیدان ظهور کن
« منیژه تو درمیان، مهتاب کردستان، ص 67 »
تمنای شهید
ارزشمندی شهادت سبب شده که حسرتِ نرسیدن به شهادت و اشتیاقِ واصل شدن به این فیض و مقام، به عنوان یکی از موضوعات و درونمایه های اصلی شعر جنگ، نمود پیدا کرده و حس شهادت طلبی تأثیر زیادی بر اشعار این دوره بگذارد.
قادر طهماسبی(فرید) شاعری که خود آرزومند کسب مقام شهادت است، از اینکه درِ باغ شهادت به روی او بسته شده، گلایه های خود را اینگونه بیان می کند:
رفیقان، رسم همدردی کجا رفت؟
جوانمردان ،جوانمردی کجا رفت ؟
مرا این پشت مگذارید بیتاب
گناهم چیست پایم بود در خواب
اگر دیر آمدم مجروح بودم
اسیر قبض و بسط روح بودم
درِ باغ شهادت را مبندید
به ما بیچارگان زان سو مخندید
« فریدطهماسبی، منخب اشعار ص 16 »
عرشی بودن وآسمانی بودن شهیدان باعث شد که آنان در بلندای شفق وضو بسازند و در درون چشمه ی خورشید شستشوکنندتا بتوانند نمازعشق را به درگاه پاک احدیت بخوانند :
درآبشار بلند شفق وضو کردند
نماز عشق به درگاه پاک اوکردند
لباس ظلمتیان را به باد سپردند
درون چشمه ی خورشید شستشو کردند
« شیرین علی گلمرادی- نخل های تشنه- ص 112 »
هم اودر جای دیگر شهادت را نردبان آسمان می شمارد که دستش به این نردبان نمی رسد و دریغِ از دست دادن مقام شهادت را هنرمندانه بیان کرده و می گوید :
شهادت نردبان آسمان بود
شهادت آسمان را نردبان بود
چرا برداشتند این نردبان را
چرا بستند راه آسمان را
مرا پایی به دست نردبان ماند
مرا دستی به بام آسمان ماند
تو بالارفته ای من در زمینم
برادر! رو سیاهم شرمگینم
مرا اسپ سپیدی بود روزی
شهادت را امیدی بود روزی
« فرید طهماسبی ص 86 »
سوگ شهید
سوگواری برای شهیدان نشانه ی احساس شاعرانه ی سرودگویان دفاع مقدس است که با سوگ های دیگرتفاوت فاحش دارد. در این سوگها افتخار و عظمتی وجود دارد که نشانه ی کمال معنویت است وموجب سربلندی :
سهیل محمودی از دست دادن شهید را اینگونه به تصویر می کشد:
شرار شب به میدانت فرو خفت
ستاره در شبستانت فروخفت
هلا ای یار ای همواره بیدار
چرا خورشید چشمانت فرو خفت
« سهیل محمودی، دفتر اشعار ص 58 »
اگر چه حجله ای که برای شهید در کوچه ی قیصرامین پور بنا شده؛ سکوت و خاموشی این کوچه را در فراق شهید به آتش می کشاند؛ اما این حجله همچون کوه نور است و سرود عشق را سر می دهد :
به کوه نورماندحجله ی تو
سرود عشق خواند حجله ی تو
سکوت کوچه ی خاموش ما را
به آتش می کشاند حجله ی تو
« قیصرامین پور، گزیده اشعار ص 34 »
دل سلمان هراتی به یاد شهیدان گرفته است اما ا ین یاد افتخار آمیز جانی به دل او می دهد :
در سینه ام دوباره غمی جان گرفته است
امشب دلم به یاد شهیدان گرفته است
تا لحظه ای پیش دلم گور سرد بود
اینک به یمن یاد شما جان گرفته است
« سلمان هراتی – مجله شاهد شماره 280 – ص 25 »
شکست استخوان های شهید نشانه سرشکستگی نیست بلکه سرافرازی و پیروزی را به دنبال دارد ضمن اینکه شاعر ایثار و از خودگذشتگی شهید را یادآور می شود :
من از بوی خودسوزی شنیدم
حدیث عشق آموزی شنیدم
زآهنگ شکست استخوانش
صدای پای پیروزی شنیدم
« قیصرامین پور، گزیده اشعار ص 168 »
ذکر نام شهید
ایثارگری و از خودگذشتگی شهیدان از آنان اسطوره هایی را ساخته است که گاه در اشعار جنگ نام آنان به صورت خاص ذکر می شود؛ طاهره ثقفی نام « حسین فهمیده » را با ایهامی زیبا و تبادری هنری در اشعارش ذکر می کند :
تو همچون غنچه های چیده بودی
که در پرپرشدن خندیده بودی
مگر راه حیات جاودان را
تو از فهمیده ها فهمیده بودی
« طاهره ثقفی، گزیده اشعر ص 86 »
و محمدحسین جعفریان نام شهید همت را به صورت اسطوره ای ماندگار به کار می برد :
عقده ها رفتند و علت مانده است
در گلویم حاج همت مانده است
« محمدحسین جعفریان – آیینه جنگ ص 71 »
نگرانی از فراموش شدن نام ویاد و خاطره ی شهدا دغدغه ی ذهنی توصیف گران جنگ است اغلب این سروده ها مربوط به پس از جنگ تحمیلی است؛ فرید طهماسبی نگرانی خود را اینگونه ابراز می کند :
گر نماند به گوشه ی جگری
داغی از لاله ها چه باید کرد؟
راستی دوستان! اگر روزی
پنبه شد رشته ها چه باید کرد؟
و یا:
چند باراز خویشتن پرسیدم که آیا می توان
همین چشمان نان بین برشهیدان گریه کرد؟
« فریدطهماسبی، گزیده اشعار شاعرا جنگ ص 34 »
سیمین بهبهانی گله و شکایت خود را از نسل مانده این چنین ذکر می کند:
به نسیم کوی شهیدان، نفرستی ازچه درودی
که غمین گذشته ز دشتی، نه گلی در او، نه گیاهی 29
« سیمین بهبهانی – شعر چه سکوت سرد سیاهی »
یاد و خاطره ی غم انگیز از دست دادن شهیدان و افسوس از فراموش شدن نسل های جاودان موجب شده که در شعر محمدحسین جعفریان؛ پارادوکس زیبا و هنریِ : ‹نسلهایِ جاودان فانی شدند› به وجود آید:
... داغم بود و اشک بود و سوز بود
آه! گویی این همه دیروز بود
اینک اما در نگاهی راز نیست
در گلویی عقده ی آواز نیست
نسلهای جاودان فانی شدند
شعرها هم آنچه می دانی شدند
رفته رفته خنده ها زاری شدند
زخمها کم کمک کاری شدند...
« محمدحسین جعفریان – آیینه جنگ ص 45 »
اصطلاحات مربوط به جنگ و به طور اخص شهید و شهادت در سبک شاعران دیگر نیز وارد شده (بدون اینکه بخواهند شعر جنگ بسرایند) که این امرنشان از فرهنگ سازی شهادت دارد:
حرف من برای تو/ کاغذ مچاله است/گوش تو برای من/سطلی از زباله است
آه! موی صورتم سپیدشد/پشت سیم خاردار خنده است/حرف من شهید شد
« عبدالجبار کاکایی – گزیده ادبیات معاصر- ص 24 »
آه! اگر شعر دمی قفل لبم بردارد
کهکشانی ز شهیدان به زمین می بارد
« حسین ابراهیمی میاندار – ص 11 »
طبیعت به تناسب رباعهای هر دوره رنگی خاص می گیرد. در شعر دفاع مقدس تصاویر طبیعت به گونه ی تشبیهی و استعاری دیده می شود : شقایق- لاله – کبوتر – پرستو – آلاله های پرپر- و... در شعر نماینده شهید و شهادت اند:
به سوگ لاله نشاندیم باغ حوصله را
به دشت داغ کشاندیم، پای قافله را
نسیم سرخ به رگهای شب دوید و گشود
دهان بسته ی گل زخم های حوصله را
« عباس مشفق کاشانی (سیرنگ)- ص 149 »
آن لاله که رخ به خون مزین دارد در خلسه عشق سر به دامن دارد چون نام شهید جسم عریان شهید پیراهن آفتاب بر تن دارد
« طاهره ثقفی، گزیده اشعار ص 23 »
بپوش جوشن آتش به تن سواره فلق
که در مصاف خان چون شراره باید رفت
به گوش لاله ی خونین نسیم عاشق گفت
چون گل زباغ جهان پاره پاره باید رفت
این قافله نور می دهد فرمان
به عرصه گاه شهادت هماره باید رفت
رسید لحظه ی موعود و نیست گاه درنگ
به قاف واقعه بی استخاره باید رفت
« نصرالله مردانی - خون نامه خاک ص 70 »
ای لاله های ارغوانی/ای واژه های آسمانی/آلاله های پرپرعشق
« پرویز بیگی حبیب آبادی، جنگ جنگ ص 44 »
گفتی شقایق های در خون خفته بنگر
بر گور کودک مادر آشفته بنگر
« سیمین دخت وحیدی، جنگ جنگ ص 73 »
فرمانده سرخ پوش گل فرمان داد
فرمان شکفتن به گل خندان داد
آلاله شهید تیر رگبار بهار
سر بر زانوی بنفشه جان داد
« احمد خوانساری، جنگ جنگ ص 90 »
لاله پرپر
بیاد ای دل از اینجا پر بگیریم
ره کاشانه ی دیگر بگیریم
بیا گم کرده دیرین خود را
سراغ از لاله پرپر بگیریم
« قیصر امین پور، گزیده اشعار ص 18 »
فهرست منابع و مآخذ:
1- ابراهیمی میاندار، حسین، اشعاری در رثای سردار شهید محمود کاوه، نشر رواق مهر، 1381
2- ارباب، محمد حسین، کتاب حماسه های همیشه، انتشارات سوره، 1376
3- اسدی شریف، جابر، دفتر اشعار، انتشارات سوره مهر، 1380 نشر افق، 1378 ،« لا»
4- امین پور، قیصر، جامه سبزِ
5- بابایی، ستار ( سروش تبریزی) منتخب اشعار شاعران آذربایجان، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، 1379
6- بهبهانی، سیمین، چه سکوت سرد سیاهی، دیوان ، انتشارات نگاه، 1384
7- بیگی حبیب آبادی، پر ویز، مجموعه اشعار با عنوان زخم، غزل زاویه، انتشارات سوره، 1383
8- تو درمیان، منیژه، مهتاب کردستان، تهران کنگره سرداران شهید سپاه تهران، 1376
9- ثقفی، طاهره، شعر مقاومت، به نقل از روزنامه رسالت شماره 5893 ، تا ریخ 85/3/31
10- جعفری، محمود، دفتر اشعار، نشر صریر، 1383
11- جعفریان، محمدحسین، شبیخون های مسکوت، نشر رواق، 1385
12- حسینی، حسن، وداع، گزیده شعر جنگ و دفاع مقدس، نشر سوره مهر، 1381
13- خوانساری، احمد، مجموعه اشعار، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، 1388
14- طهماسبی، قادر( فرید)، دفتر اشعار پری بهانه ها، انتشارات سوره مهر، 1387
15- علی گلمرادی، شیرین، آوازهای گل محمدی، نشر فرهنگ گستر، 1381
16- قزوه، علیرضا، از نخلستان تا خیابان، نشر سوره مهر، 1386
17- کاشانی، سپیده، بهار گل افشان، از مجموعه ی سخن آشنا، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، 1373
18- کاکایی، عبدالجبار، گزیده ادبیات معاصر، مجموعه شعر، نشر کتاب نیستان، 1378
19- محمودی، سهیل، فصلی از عاشقانه ها، انتشارات همراه، 1368
20- مردانی، نصراله، قانون عشق ، نشر صدا، 1378
21- مردانی، نصراله، خون نامه خاک، انتشارات کیهان، 1364
22- مشفق کاشانی، عباس، سیرنگ، انتشارات فرهنگ گستر، 1382
23- وحیدی، سیمین دخت، هشت فصل سرخ و سبز، وزارت فرهنگ و ارشاد، 1382
24- هراتی، سلمان، دری به خانه خورشید، نشر صریر، 1364